تبليغاتX
هرچی که بخواین

هرچی که بخواین

شعر,عکس,...

يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.
روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد.
بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد.
روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 4:9  توسط سیاهی  | 

اینم کد بازی GTA 4,5

رمز ۵ GTA

 

 

مجموعه تفنگ 1

 

 

 

 

LXGIWYL

مجموعه تفنگ 2

KJKSZPJ

مجموعه تفنگ 3

UZUMYMW

كپسول پرواز

ROCKETMAN

چترنجات

AIYPWZQP

Infinite Ammo, No Reload

WANRLTW

Hitman In All Weapon Stats

NCSGDAG

Full Weapon Aiming While Driving

OUIQDMW

25000پول

وکامل شدن خون وضدضربه ودرست شدن وسیله شما

HESOYAM

سلامتی نامحدود

BAGUVIX

دو ستاره شدن

OSRBLHH

کم شدن ستاره

ASNAEB

6ستاره شدن

LJSPQK

Never Wanted

AEZAKMI

Adrenaline Mode

MUNASEF

بیشتر شدن ارتفاع پرش

KANGAROO

Mega Punch

IAVENJQ

Never Get Hungry

AEDUWNV

اکسیژن نا محدود

CVWKXAM

چاق شدن

BTCDBCB

لاغر شدن

KVGYZQK

بدنسازی

JYSDSOD

حد اکثر احترام

OGXSDAG

جذب دختر

EHIBXQS

Gang Members Everywhere

MROEMZH

گانگسترها خیابان را کنترول کنند

BIFBUZZ

تانک

AIWPRTON

ماشین ویژه1

CQZIJMB

پاترول معمولی

JQNTDMH

ماشین مسابقه1

PDNEJOH

ماشین مسابقه2

VPJTQWV

ماشین نعش کش

AQTBCODX

ماشین ویژه2

KRIJEBR

ماشین حمل زباله

UBHYZHQ

ماشین گلف

RZHSUEW

جت جنگی

JUMPJET

قایق

KGGGDKP

هلی کوپتر جنگی

OHDUDE

موتور چهار چرخ

AKJJYGLC

18چرخ

AMOMHRER

لودر

EEGCYXT

جت معمولی

URKQSRK

پاترول لاستیگ پهن

AGBDLCID

منفجر شدن ماشین ها

CPKTNWT

فقط چرخ ماشین ها پیدا باشد

XICWMD

Perfect Handling

PGGOMOY

All green lights

ZEIIVG

Aggressive Drivers

YLTEICZ

تمام ماشین ها صورتی شوند

LLQPFBN

تمام ماشین ها

سیاه شوند

IOWDLAC

Boats fly

AFSNMSMW

Traffic is Cheap Cars

BGKGTJH

Traffic is Fast Cars

GUSNHDE

پرواز ماشین ها

RIPAZHA

Huge Bunny Hop

JHJOECW

Smash n' Boom

JCNRUAD

All Cars Have Nitro

COXEFGU

Cars Float Away When Hit

BSXSGGC

Reduced Traffic

THGLOJ

Traffic is Country Vehicles

FVTMNBZ

Taxis Have Nitrous

VKYPQCF

Max All Vehicle Skill Stats

VQIMAHA

 

Peds Attack Each Other, Get Golf Club

AJLOJYQY

Have a bounty on your head

BAGOWPG

Everyone is armed

FOOOXFT

خود کشی

SZCMAWO

Elvis is Everywhere

BLUESUEDESHOES

Peds Attack You With Weapons, Rocket Launcher

BGLUAWML

Beach Party

CIKGCGX

Ninja Theme

AFPHULTL

تبدیل شدن به بتمن

BEKKNQV

Riot Mode

IOJUFZN

هوای گرم

PRIEBJ

Recruit Anyone (9mm)

SJMAHPE

Country Vehicles and Peds, Get Born 2 Truck Outfit

BMTPWHR

Recruit Anyone (Rockets)

ZSOXFSQ

 

Sunny

AFZLLQLL

شب ابری

ICIKPYH

هوای صاف

ALNSFMZO

هوای بارانی

AUIFRVQS

هوای طوفانی

CFVFGMJ

Thunderstorm

MGHXYRM

هوای مه آلود

CWJXUOC

Faster Clock

YSOHNUL

Faster Gameplay

PPGWJHT

Slower Gameplay

LIYOAAY

نیمه شب

XJVSNAJ

عصر

OFVIAC

حداکثر جاذبه دخترها

HELLOLADIES

اسلحه نا محدود

FULLCLIP

کپسول پرواز

YECGAA

تمام ماشین ها نیتروژن دار می شوند

SPEEDFREAK

به جای مردم نینجا باشند

NINJATOWN

حد اکثر توانایی در اصلحه

PROFESSIONALKILLER

زیاد شدن سرعت بازی

SPEEDITUP

حداکثر نیروی عضله

BUFFMEUP

پرواز قایق

FLYINGFISH

حد اکثر مهارت ماشین

NATURALTALENT

ترافیک کمتر

GHOSTTOWN

 

JYSDSOD

 

 

رمز GTA 4

 

 

خون کامل : ASPIRINE
زره کامل :
PRECIOUSPROTECTION
تمام سلاحهای نوع اول : THUGSTOOLS
تمام سلاحهای نوع دوم :
PROFESSIONALTOOLS
تمام سلاحهای نوع سوم : NUTTERTOOLS
افزایش درجه تعقیبی :
YOUWONTTAKEMEALIVE
حذف درجه تعقیبی :
LEAVEMEALONE
خودکشی : ICANTTAKEITANYMORE
همه خانمها شمارا دنبال میکنند : FANNYMAGNET

تانک : PANZER

چاق شدن : DEEPFRIEDMARSBARS
لاغرشدن : PROGRAMMER
سیگارکشیدن : CERTAINDEATH
تغییرلباس بصورت تصادفی : STILLLIKEDRESSINGUP
انفجار تمام وسایل نقلیه نزدیک :
BIGBANG
همه ماشینها برنگ صورتی : AHAIRDRESSERSCAR
همه ماشینها برنگ سیاه : IWANTITPAINTEDBLACK
معلق شدن ماشینها درهوا(توانایی پرواز) : COMEFLYWITHME
حرکت ماشینها روی آب :
SEAWAYS
کنترل بهتر وسایل نقلیه : GRIPISEVERYTHING
بزرگ شدن چرخ ماشینهای اسپورت : LOADSOFLITTLETHINGS
ناپدید شدن ماشینها(فقط چرخها پیداست ) : WHEELSAREALLINEED
چراغ چهارراهها همواره سبز : GREENLIGHT

هوای صاف : ALOVELYDAY
ابرسبک :
APLEASANTDAY
ابرمتراکم :
ABITDRIEG
هوای مه آلود :
CANTSEEATHING
هوای بارانی : CATSANDDOGS

گذشت سریع زمان : LIFEISPASSINGMEBY
کاهش سرعت بازی : BOOOOOORING
افزایش سرعت بازی :
ONSPEED
همه قصد کشتن شمارادارند :
NOBODYLIKESME
همه سلاح حمل میکنند :
OURGODGIVENRIGHTTOBEARARMS
فقط زنان سلاح حمل میکنند : CHICKSWITHGUNS
همه پیاده ها خشن میشوند : FIGHTFIGHTFIGHT

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 2:3  توسط سیاهی  | 

جانانه دشتی

مستیم و خرابیم زپیمانه دشتی 

ای بی خبر از باده مستانه دشتی

چون زمزمه رود و چو اوای شب اهنگ

افسونگر دل ها بود افسانه دشتی

زان باده صافی که دهد مستی جاوید

لبریز چو میخانه بود خامه دشتی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 2:17  توسط سیاهی  | 

وطن

زنده باد ان کس که هست از جان هوادار وطن

هم وطن غمخوار اوست غمخوار وطن

دکتری فهمیده باید دست در درمان زند

تا زنو بهبود یابد حال بیمار وطن

هر که دور از میهن خود در دیار غربت است

از برایش سرمه چشم است دیار وطن

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 1:52  توسط سیاهی  | 

برنامه ی دانلود DAP

سلام امروز با جدید ترین برنامه ی دانلود اومدم

برای دانلود اینجا رو کلیک کنید.

 

Get DAP 8.5 Free!        

 

منبع www.speedbit.com 

 

 

نظر بدهید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 1:42  توسط سیاهی  | 

این اسکین های یاهو

این هم اسکین های یاهو:

گروه نرم افزاري پارس ايران | www.parsiran.tk              گروه نرم افزاري پارس ايران | www.parsiran.tk                     گروه نرم افزاري پارس ايران | www.parsiran.tk              گروه نرم افزاري پارس ايران | www.parsiran.tk

دانلود                                   دانلود                                    دانلود                        دانلود

 اگر نظر ندین نامردین

واما روش استفاده:

بعد از دانلود پوشه را در آدرس زیر ( که البته اگر آدرس نصب یاهومسنجر را پیش فرض

 انتخاب کرده باشید به این صورت است) کپی کنید و یاهومسنجر را باز کرده و در منوی

Messenger گزینه ...Change Skin را انتخاب و با باز کردن منوی کشویی اسکین

 را انتخاب کنید.

C:\Program Files\Yahoo!\Shared\Graphics

اگر در درایو دیگری یاهو را نصب کرده اید کافیه که به پوشه Shared در یاهو رفته و در Graphic پوشه

دانلود شده را کپی کنید

 

 

وقت کردید نظر هم بدید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 1:39  توسط سیاهی  | 

این هم یه بوتر خوب

سلام. با یه بوتر عالی اومدم.

بوتر نیازی به کرک نداره.

کاملا رایگانه

روی همه ی نسخه های  یاهو جواب میده

اگر نظر ندین نامردین

BooTER  POACHER

دانلود کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 1:37  توسط سیاهی  | 

یک بوتر باهال


سلام اینم یه بوتر خفن:

  

دانلود بوتر

درضمن نظر فراموش نشه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 1:31  توسط سیاهی  | 

بوتر


 

اینم یه بوتر دیگه:

امیدوارم نظر یادتون نره.

 

دانلود كنيد

        

                

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 1:28  توسط سیاهی  | 

نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:1  توسط سیاهی  | 

جک به صورت شعر

سر تو بزار رو  شونه هام خوابت بگیره / جا خالی میدم بخوری زمین حالت بگیره

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 14:51  توسط سیاهی  | 

جک ترکی

تركه در روزنامه اگهي كاري رو پيدا ميكنه كه نوشته"به افرادي كه تسلط كامل به زبان انگليسي دارند با حقوق بالا نيازمنديم"
فوري لباس ميپوشه بهد از چند ساعت گشتن بلاخره ادرس رو پيدا ميكنه.ازش ميپرسن خوب شما انگليسي تا چه حد بلديد..ميگه يه كلمه هم بلد نيستم..يارو ميگه پس واه چي اومدي مساحبه اين كار..ميگه ميخواستم بگم رو من حساب نكنيد!!!!!!!!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 14:41  توسط سیاهی  | 

یک جک به صورت شعر

لطفا شعر رابه سبك اهنگ خوشگل زياد پيداي اندي بخانيد)
چورك زياد پيدا ميشه تو دنيا
اما يكيش بر بر ما نميشه
سنگك و تافتون نوبر بهاره
اما بازم بربر ما نميشه
بربري جون بربري جون بربري
با يك نگاه دل از همه ميبري
من نميگم تمام دنيا ميگن
براي ما بيسكويت مادري!!!!!!                                                                                                نظر نظر نظر نظر یادتون نره
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 14:41  توسط سیاهی  | 

جک

عزيزم!هر کسی غير من بهت ميگه« دوست دارم»باور نکن!آخه رويا تو تنها کسی هستی که می پرستم.مريم من واقعاً واست ميميرم.ميدونی چيه زهرا؟اصلاًزندگيم بدون تو فايده نداره! خدا شاهده سيمين شبها از عشقت خواب ندارم.مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده!هرچه بهش ميگم من غير از سپيده کسی رو نمی خوام باورش نميشه!تو بگو عاطفه جونم!بايد چکار کنم؟؟                              نظر یادتون نره      
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 14:39  توسط سیاهی  | 

این هم کد های بازی HARD TRUCK APOCAL YPSE


سلام امروز ميخوام براتون رمز هاي بازي HARD TRUCK APOCALYPSE  رو بذارم :

روي ايكون بازي كه روي دسكتاپ هست كليك راست كنيد بعد PROPERTISE رو بزنيد . در قسمت TARGET در اخر متن نوشته شده عبارت -CONSOLE را وارد كنيد. بعد APPLY و بعد OK را بزنيد

در داخل بازي (پ) را بزنيد و كد هاي زير را وارد كنيد.

 خون وبنزين

GIVEALL(N)INTER

پول GIVEMONEY(N)INTER
ضد ضربه GOD(1)INTER

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:56  توسط سیاهی  | 

هکایت ان ناشنوا

 

روزی بود وروزگاری بود .در شهر مرد نيكوكاري بود .اين مرد بسيار مهربان بود وهمسايه هايش ا دوست مي داشت وهميشه در فكر ياري به در ماندگان بود.این مرد اما ناشنوا بود از سالها پیش گوشهایش سنگین شده بود .بعد هم که پیری به سراغش آمده بود .گوشهایش کاملا کر شده بود.
ازقضا روزی خبر رسيد كه يكي از همسايه ها –كه به تازگی  به آن محل آمده است .به سختی بیمار ورنجو شده است وحالش به شدت بد است.بیمار جوانی بود خوبروی وخوش اخلاق اما از وقتی که بیمار شده بود  بد اخلاق وتندحو شده بود رفتارش با اطرفیانش خیلی بد وتند شده بود . مرد ناشنوا با خودش گفت« گرچه این همسایه به تازگی به محلۀ ما آمده بود. ومن به خوبی او را نمی شناسم اما وظیفۀ همسایگی حکم می کند که بروم وسری به او بزنم و عیادتی از او بکنم»
مرد ناشنوا پیش از رفتن به خانۀ همسایۀ بیمار .نشست وبا خودش فکر کرد
 
مرد ناشنوا باخودش اندیشید«وقتی به عیادت بیمار بروم.او حتمآ حرفهایی خواهد زد که من نخواهم شنید.او هم که از کر بودنٍ من خبر ندارد.پس باید پیش از حرکت بنشینم وصحبتهای را که بین من و او رد وبدل خواهد شد. بسنجم واز پیش حرفهایم را تنظیم کنم . وقتی به او سلام کنم بی شک او پاسخ سلامم را خواهد داد وخواهد گفت که به منزل ما خوش آمده ای! پس من باید در پاسخش بگویم سلامت باشید متشکرم! »
 
 
 
مرد ناشنوا باخود اندیشید«وقتی من حالش را پبرسم و او در جواب بگوید که بد نیستم بهترم باید.........
 
 
مرد ناشنوا باز هم اندیشید «پس از پرسیدن دربارۀ غذایش,دربارۀ طبیبش می پرسم واو حتما خواهد گفت که طبیبش فلان پزشک است؛آونوقت من باید بگویم:ماشالله که قدمش مبارک است. این حاذق را من میشناسم،حتما معالجه ات میکند وحالت به زودی خوب خوبی میشود وراحت میشوی از دردا»
 
 
 
مرد ناشنوا همین گونه،صحبتهایی را که ممکن بود با بیمار داشته باشد،
پیش خود، سنجید وپاسخهایی را ااز پیش آماده کرد وبه راه افتاد چون به خانه همسایۀ بیمارش رسید، سلام کرد. بیمار نالید وگفت<.......علیک السلام!>
مرد ناشنوا گفت«متشکرم. سلامت باشی!!! »
 
بیمار با تعجب به مرد ناشنوا نگریست، که  او از چه بابت از من تشکر میکند!
 
 
مرد ناشنوا پرسید«خوب ،همسایۀ عزیز حالت چطور
است؟»
 
بیمار از درد نالید و گفت «دارم میمیرم .این درد عاقبت مرا می کشد! »
مرد ناشنوا که پاسخ را از پیش آماده کرده بود،بلا فاصله گفت«خدا را شکر! الحمد لله.....»
بیمار از حرف مرد ناشنوا سخت بر آشفت ولی هیچی نگفت .مرد ناشنوا ........
 
 
بیمار بیشتر بر آشفت وبا وجود گفت«این مرد حتما دیوانه است. من از خشم وناراحتی می گویم که به جای غذا زهر خورده ام وهر غذایی مثل زهرا ست برایم ،آنوقت او بی آنکه متوجه خشم وغضب من بشود، با خونسردی میگوید
نوش جانت! »
 
مرد ناشنوا هم در دل گفت : «تا اینجا که خوب پیش رفته ام .حالا بهتر است که بپرسم طبیبش کیست؟»
 
بیمار که دیگر از شدت خشم,طاقت از دست داده بود,با عصبانتیت فریاد زد:«طبیبم عزراییل است ! جناب عزراییل!»
مرد ناشنوا به گمان اینکه بیمار نام طبیبی را گفته است,لبخندی زد وبا مهربانی گفت :«قدمش مبارک .من این طبیب را خوب می شناسم .در کنارش بسیار ماهر واستاد است .برای معالجۀ هر بیماری برود, ممکن نیست در کارش ناموفق باشد او حتما تورا از درد ورنج راحت می کند!!»
 
بیمار از شدت حشم سرخ شد وزرد شد .سینه اش پُر از درد شد .اما دم نزد وهیچ نگفت .فهمید که اگر بیشتر با آن مرد گفتگو کند, بیشتر عصبانی خواهد شد وممکن است که حرفهای تاراحت کننده تری از آن مرد دیوانه بشنود .
 
مرد ناشنوا خدا حافظی کرد وبیرون آمد  .توی کوچه, دستهایش را بر آسمان بُرد وگفت:«خدا رو شکر که بخیر گذاشت  .همان گونه که می خواستم شد .خوب شد که جوابها را از پیش آماده کردم, وگرنه آبرویم می رفت
!!:»
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:20  توسط سیاهی  | 

منتظر نظر های زیباتون هستم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:14  توسط سیاهی  | 

اینم ID خودم

 

ID anti_all_0111

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 19:31  توسط سیاهی  | 

اینم ایمیلم

اینم ایمیلم anti_all_0111@yahoo.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 19:24  توسط سیاهی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 19:11  توسط سیاهی  | 

اکسی از NANCY AJRAM

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 19:4  توسط سیاهی  | 

دو داستان

دو داستان

                                      *به نام او که دلم را می نوازد*

داستان های پند آموز:

1

دو مرد راهب در حال رفتن به صومعه بودند. صومعه آنان در مکانی قرار داشت که می بایست عرض رودخانه ای را طی کنند که پلی روی آن نبود.
هنگامیکه این دو به لب رودخانه رسیدند زنی را دیدند که قصد عبور از رودخانه را دارد ولی نمیتواند. یکی از این دو راهب خم شد و از زن درخواست کرد که پشت او سوار شود تا وی را به سمت دیگر رودخانه ببرد.
راهب دوم به شدت اعتراض کرد و گفت این کار بر خلاف مقررات صومعه است.
اما راهب اول بی اعتنا به حرف وی زن را به دوش کشید و به آنسوی رود برد و پیاده اش کرد و به راه خود ادامه داد.
راهب دوم به شدت عصبانی بود و غر غر میکرد!
وقتی به صومعه رسیدند راهب دوم با اوقات تلخی گفت:
میروم و به استاد ماجرا را می گویم تا تنبیهت کند.
راهب اول گفت:کدام ماجرا را؟
راهب دوم جواب داد: همانکه آن زن را به دوش کشیدی.
راهب اول خندید و گفت:
من آن زن را در کنار رودخانه رها کردم اما تو هنوز از فکرش بیرون نیامده ای!

2

ملا نصرالدین در بیرون شهر کنار جاده نشسته بود .مری به او رسید و از وی پرسید تا شهر چند ساعت راه است.ملا گفت: راه برو تا بگویم.مرد به دیوانگی ملا خندید و حرکت کرد وقتی چند متری دور شد.ملا گفت:اگر همینجوری بروی نیم ساعت راه است.

اینم یه شعر از خودم:

اگر بيايي

سيب هاي سرخ

                   حرف هاي نقره اي

                                          طاق هاي زرنگار

گونه هاي تو

                      شعر تو

                                         وابروي تو است

كار من سرودن از تو است

اي هميشه ماندگار

دوست دارمت

با صداي گام هاي تو

مي توان تمام ايكس هاي (x) زندگي

تمامشان

           تمام حل شود

و مي توان ز خنده ات

درخت هاي سرو

تمامشان

          تمام گل دهند

و از كلاغ زشت

                   با نگاه تو

  فرشته ساخت

اگر به باغ خشك پرتقال ها گذر كني

فضاي قلب باغبان پير

دوباره بوي آن بهار پرتقال مي دهد

سرود عشق را براي لاله ذكر مي كند

 

كي مي آيي عاقبت؟

قرارمان كدام جمعه است؟                                                                                                   

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:50  توسط سیاهی  | 

هرفی از خودم

***!!به نام آنکه تو را برای من آفرید!!***

سلام عزیزان حالتون خوبه؟انشا الله که خوب باشین.

حال منو می پرسین:

حال من  بد  نیست  غم  کم  می خورم

کم که نه هر روز کم کم می خورم

چند تا حرف رمانتیک دیدم حیفم اومد واستون ننویسم.

1-ما دير به دنيا آمده بوديم يا  حقيقت زود مرده بود ؟كسي ناله مي كرد كسي كه زن نبود. اگر بود مريم نبود.(تاریخ بیهقی)

2-قصه ي عشق يك سيب تازه بود ... مرا ببخش حواي من ... من آدم نمي شوم! (وبلاگ دوستم)

3-راستي تا خدا راهي نيست ... چند قدم بالاتر دستمان به خدا مي رسد !(وبلاگ دوستم)

4- من فروشنده ی یک مغازه ام. بزرگ اینو نوشتم.(قلب فروخته شده پس گرفته نمی شود).یادت نره! (دفتر خاطرات پدرام مجیدی)

 

(چت روم روزگار)

آن قدر در ميان چت روم روزگار گم شدي كه با صدها گوگل هم نمي توان پيدايت كرد

صد ها ايميل به قلبت سِند مي كنم

                                   باز هم جواب نمي دهي

نمي دانم

شايد ميان وبلاگ هاي كم حجم كه مثل قلب كبوتران است زنداني شدي

ويا شايد دوستان اينترنتي پيدا كردي و مرا پياپي ايگنُر مي كني

شايد هم ويروسي به قدرت تمام بدي ها وارد كلبه ي كوچك قلبت شده

                        و تن خسته ات را سراپا اِرُر كرده

و يا شايد هم اين بچه پر روها كه روح لطيف اينترنت را درك  نكرده اند

با هكر هايي غول آسا روح لطيفت را هك كنند

          و  با كيلينري قوي تمام خاطره هايت را محو نمايند

نمي دانم

امّا اگر صداي خسته ي گير افتاده ام ميان دنياي كامپيمتر و عصر تكنولوژي را مي شنوي

            سري به روم ما بزن

                                      هدفُنِت را آن(ON) كن

تا صدايت نوازشگر خيال هاي پلاسيده ام شود

شايد آن موقع نهال آرزوهايم تج زند                                                     

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:49  توسط سیاهی  | 

شعر

سلام بر عزیزان گلم؟ چه خبرا؟ چی کار می کنین؟امیدوارم که شاد و سالم و موفق باشید.

ببخشید دیر به دیر آپ می کنم.           

امروز یه غزل قدیمی به نام عروسک مهمانتون میکنم.امیدوارم که به خوبی خودتون ببخشید.

 

مهستی هم مرد این تک بیتم تقدیم به اون:

 

"عمر بسیار بباید پدر پیر فلک را.....تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید"

 

چند تا دوبیتی از دوست عزیزم جلیل صفر بیگی حال کنین.

خوش خط و تمیز و شیک عاشق شده است

افتاده به جیک جیک عاشق شده است

یک قلب کشیده است و تیری در آن

خودکار سیاه بیک عاشق شده است

  دل-بی تو- درون سینه ام می گندد

غم از همه سو راه مرا می بندد

امسال بهار بی تو یعنی پاییز

تقویم به گور پدرش می خندد

 دل می شود از تو قرص با یک بوسه

احوال مرا بپرس با یک بوسه

لبهای تو نسخه ی مرا پیچیدند

صبح و شب و ظهر قرص با یک بوسه     

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:48  توسط سیاهی  | 

شعر

مثل سوسک

به نام تک نوازنده ی گیتار عشق

یک سلام از جنس یاس طبقی از احساس همه تقدیم تو.امیدوارم سالم و سلامت باشید و دلاتون هم با صفای با صفا باشه.                   

یه شعرسوسکی تو یکی از سایتا دیدم گفتم حیفه واستون ننویسم.(قابل توجه خانومایی که از سوسک وحشت دارن)

مثل سوسک

 

مانند سوسك مي شوم آغاز توي سطل            

مي خوانم از غريبي ام آواز توي سطل

و لا به لاي كرم و لجن حال مي كنم              

حالا كه نيست فرصت پرواز توي سطل

هر بار پر گرفتم از اين گند مردگي               

مثل زباله پرت شدم باز توي سطل

تقدير من به جز چرك نيست نبود                 

كي داشت توقع اعجاز توي سطل

اين شعر را ميان كثافات نوشته ام               

حالا اگر بد است بينداز توي سطل ...

(ناشناس)

خوب دیگه چه خبرا؟ تابستون داره مث برق و باد میگذره و درس خوندن رو هنوز جدی شروع نکردم .نمی دونم چه کار کنم. بچه ها واسم دعا کنید.امسال خیلی واسه کنکورم مهمه.

خوب بگذریم مثل همیشه یه شعر هم از خودم براتون میذارم.اگه بد بود به خوبی خودتون ببخشید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:47  توسط سیاهی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:45  توسط سیاهی  | 

این هم کد prince of persia 3

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:34  توسط سیاهی  | 

نظر یادتون نره
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 19:23  توسط سیاهی  | 

این هم یه جک قشنگ

شش سال اول زندگی:
گریه نکن ، شیطونی نکن ، دست تو دماغت نکن ،مامانت رو اذیت نکن ،روی دیوار نقاشی نکن ،انگشتت رو تو  پیریز برق نکن ،دمپایی بابا رو پات نکن، به خورشید نگاه نکن ، با اون پسر بی تربیته بازی نکن ، اسباب بازی ها رو تو دهنت نکن ،دماغت رو تو لوله جارو برقی نکن .
 
دوره ی دبستان:
موقع رفتن به مدرسه دیر نکن ،پات رو تو جامیزی نکن ،ورقه های دفترت رو پاره نکن ،مدادت رو تو دهنت نکن ،تخته پاک کن رو خیس نکن ، حیاط مدرسه رو کثیف نکن ،دست تو کیف بغل دستیت نکن ،تخته سیاه رو خط خطی نکن ،گچ رو پرت نکن ،تو  راهرو سر و صدا نکن ، آتاری بازی نکن.
دوره ی راهنمایی:
ترقه بازی نکن ،سگا بازی نکن ،موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن ،تو کوچه فوتبال بازی نکن ،با مامانت کل کل نکن ،تو کلاس صحبت نکن ،بعد از ظهر سر و صدا نکن ،اتاقت رو شلوغ نکن ،روی میز بابات کتابهاتو ولو نکن ،با بچه های بی ادب رفت و آمد نکن ،جر و بحث نکن.
 
دوره ی دبیرستان:
با کامپیوتر بازی نکن ،تقلب نکن ،با دوستات موتور سواری نکن ،عصرها دیر نکن ،با بابات دعوا نکن ،تو کلاس معلمتون رو مسخره نکن ،مردم آزاری نکن ، وقتت رو با مجله تلف نکن .
 
 
دوره ی دانشگاه :
رشته ای رو گه دوست داری انتخاب نکن ، 24 ساعته چت نکن ، سر کلاس درس غبت نکن ،خیابون رو متر نکن ،شب برا شام دیر نکن ،چراغ قرمز رو عشقی ر د نکن ،موبایلت رو ریجکت نکن ، حذف پزشکی نکن ،آستین کوتاه تنت نکن ،همه رو دو دره نکن.
 
دوره ی سر بازی:
موهات رو بلند نکن ،روت رو زیاد نکن ، از اوامر سرپیچی نکن ، فرار نکن ، با اسلحه شوخی نکن ، غیبت نکن ، درگیری ایجاد نکن ، به فرمانده بی احترامی نکن ، غیر از خدمت به هیچ چیز دیگه ای فکر نکن ، اعتراض نکن ، از آشپز خانه دزدی نکن .
 
دوره ی شوهر بودن :
با دوستات الواتی نکن ، موبایلت رو قایم نکن ، از عکس های قبل از ازدواجت نگهداری نکن ، پولت رو خرج دوستات نکن ، رفتار دوران مجردی رو تکرار نکن ، غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن ، ریسک نکن ، بدون اجازه ی زنت هیچ کاری نکن .
 
دوره ی پدر بودن :
بچه رو تنبیه نکن ، به بچه بی توجهی نکن ، بچه ات رو با بچه های دیگه مقایسه نکن ، به بچه توهین نکن ، با بچه کل کل نکن ، به مادر بچه بی توجهی نکن ، بچه رو به هیچ چیز مجبور نکن ، آزادی بچه رو محدود نکن ، از خواسته های بچه چشم پوشی نکن .
 
دوره ی پیری :
برای بچه هات مزاحمت ایجاد نکن  ، نوه هات رو لوس نکن ، به خاطراتت فکر نکن ، پولت رو خرج نکن ، هوس جوونی نکن ، با زنت بی وفایی نکن ، از رفتن به خانه ی سالمندان احساس نا رضایتی نکن ، لباس شاد تنت نکن ، تو وصیت نامه ات هیچکس رو فراموش نکن ، از گذشته ناله نکن ، به هر کس رسیدی  نصیحت نکن ،به آینده فکر نکن .
 
دوره ی پس از مرگ :
حالا دیگه دوره ی نکن تموم شد ! حالا هر کاری دلت می خواد بکن...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 18:3  توسط سیاهی  | 

جک

تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه! يکي به پسرش مي گه مي خوام برات زن بگيرم. پسر مي گه نه حالا باشه...ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمي خواي ؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه : باشه! بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه :دخترتو عروس نمي کني؟ مي گه نه! ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه :باشه! بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نمي خواي ! ميگه نه ! ميگه : اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه :باشه ..... سياستو حال کردين ؟ دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز تموم ميشه . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه ! بگير از من تو اين دل ياد بودي.... که تنها لايق اين دل تو بودي ... هزاران خواستند اين دل بگيرند .... ندادم چون عزيز دل تو بودي رابطه دوستي خوب مثل رابطه دست وچشم مي مونه وقتي دستت زخمي ميشه چشمت گريه مي كنه ووقتي چشمت گريه ميكنه.....دستت گريه رو پاك ميكنه الهی سهمیه بنزٍینت نصف بشه! جوك جديد نداري عكست رو بده يه كم بخنديم برای شادی روح بانو هن 10 بار بگو لعنت بر بانو چوهی، این پيام رو برای 10 نفر بفرست، حتما امشب یانگوم میاد به خوابت! بنزيِن نگاهت رو براي قلبم سهميِه بندي نکن! توي ايران خراب‌تر از «بم» كه نداريم؟ بمتم داداش! گرد و خاك تنهایی دلم را با جاذبه نگاهت زدودی خانه قلبم را از غم پاك كردی، حالا كه زحمت می كشی، یه دستمال هم روی میز بكش! دستتو مشت کن... مشته؟ مشته مشته؟ حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشی دوریمو نبینی! o-<--< >-->-o o-<--< o-<--< o-<--< >-->-o اينا همه جنازه كساني است كه به تو چپ نگاه كردن! سوراخ جورابتیم کوک بزنی فنا شدیم، چروک لباستیم اتو بزنی هلاک شدیم دل به تو دادم که ناز کنی نگفتم که جیگرکی باز کنی اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم: 1- دوستت دارم 2- خيلي باحالي 3- به يادتم 4- ارزش زنگ زدن رو نداري! آيا مي دانيد ميزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا 60 درصد بيشتر از انواع پژو مي باشد؟ روابط عمومي شركت سایپا! زندگي دو چيز به من آموخت . . . که هرچي فکر مي کنم يادم نمياد چي بود! همه واسه دوستشون گل مي فرستن، من موندم كه واسه گلم چي بفرستم! نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 17:59  توسط سیاهی  |